دهه فجر!.
جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا اسرا/ 81
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَالْفَجْرِ * وَلَيَالٍ عَشْرٍ * وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ * وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ * هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّاباً *
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد/ زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمود/ عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل /نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
صبح امید که بد مُعتکف پرده غیب / گو برون آی که کار شب تار آخر شد
آن پریشانی شبهای دراز و غم دل / همه در سایه گیسوی نگار آخر شد
باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز / قصه غصّه که در دولت یار آخر شد
ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد / که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد
دهه ی فجر بر شما فجرآفرینان پیروزمند فرخنده باد.
ای دوست بیا تا سرود فتح و پیروزی بخوانیم و همگام با روزهای بهمن ماه خاطرات شیرین سال های انقلاب را مرور کنیم.
شب بیکران ستم را بزرگ مردی ورق زد و مارا به استقلال و آزادی در فجر انقلاب دعوت کرد. بهمن پیروز آمد تا دیگر بار حماسه ی سترگ پیروزی انقلاب اسلامی ایران را به ما یاد آوری کرد.
جمهوری اسلامی ما جاوید است/ دشمن ز حیات خویشتن نومید است/
آن روز که عالم ز ستمگر خالی است/ ما را و همه ستم کشان را عید است
ایران مجری /گنجور مجریان و سخنوران / پردیس سخن/ متن مجری دهه فجر انقلاب
امام عزیزم، مرشد و مرادم
در این ایام خجسته و مبارک، غم فقدانت امانم نمی دهد و اندوه هجرانت رهایم نمی کند. آخر ایران را بی تو نوری و فروغی نیست، جای جای ایران نشان از تو دارد و شمیم وجودت همه جا را آکنده است. پیوسته تو را می جوییم و همواره از تو می پرسیم. همیشه به شوق دیدارت به آسمان و ستارگان خیره می شویم.
نازنینم
توکه از حال عاشقانت آگاه بودی تو که از جان شیفتگانت خبر داشتی و می دانستی که ما شیدا و بیقرار تو هستیم، چگونه تنهایمان گذاشتی. آخر آنکه عمری را در پرتو وجود رهنمودهای تو سپری کرده ایم و با تو خو گرفته ایم.
در غم تو روزها بی گاه شد/ روزها با سوزها همراه شد/ روزها گر رفت گو رو باک نیست/ تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست
ایران مجری /گنجور مجریان و سخنوران / پردیس سخن/ متن مجری دهه فجر انقلاب
اماما
داغ و درد تو مرا بر دل و جان است هنوز/مهر رویت به همان مهر و نشان است هنوز
از سر کشته ی هجران خود آخر نفسی/مرو ای دوست که مسکین نگران است هنوز
گفتمش جان من و جان تو ای عمر عزیز/ گفت بیچاره نگر در غم جان است هنوز
چشم عاشق کش سرمست تو مستوران را/سال ها پرده دری کرد و در آن است هنوز
می فروشم به تو این جان گزان مایه به هیچ/گر چه بر من سبک و بر تو گران است هنوز
مرو ای سرو ز چشمم که در این جوی مرا/ آبی از دولت عشق تو روان است هنوز شعر از سلمان ساوجی
